الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

429

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

رجلٌ صَيِّتٌ : مرد سخت آواز و بلند آواز . صَائِتٌ : فرياد زدن . الصِّيت : مخصوص ياد خير و نام نيكى است كه شهرت دارد هر چند كه در اصل به معنى پخش صدا است . إِنْصَات : گوش فرا دادن و شنيدن و سخن نگفتن در آن هنگام است . آيه : ( وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا - 204 / اعراف ) ( آنگاه كه قرآن خوانده شود گوش فرا دهيد و آن را با حرف نزدن بشنويد ) بعضى گفته‌اند : منظور پاسخ دادن است كه اين معنى درست نيست زيرا اجابت و پاسخ دادن بعد از شنيدن است و اگر اجابت در انصات به كار رفته باشد پس تشويقى است بر شنيدن كه بخاطر قدرت و امكان داشتن در پاسخ است . صيح : الصَّيْحَة : بانگ برداشتن ، در آيات : ( إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً - 29 / يس ) ( آغاز قيامت جز بانگى يكباره نيست ) . ( يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ - 42 / ق ) . ( روزى كه بانگ و صيحهء قيامت را مىشنوند و آن روز ، روز خروج از قبر است ) يعنى دميدن در صور و اصلش شكستن صداست ، چنان كه اگر مىگويند : انْصَاحَ الخشبُ او الثّوب : در وقتى است كه چوب يا پارچه شكسته و پاره مىشود ، و صدايى از آن شنيده مىشود و همينطور از عبارت - صِيحَ الثّوبُ : ( صداى بريدن پارچه و جامه ) . مىگويند : بأرض فلان شجر قد صَاحَ : در زمين فلانى درختى است كه سر بر افراشته و بلند شد . كه بلنديش براى بيننده بر وجود آن درخت دلالت دارد و مثل دلالت فرياد كننده بر وجود خويش . و هر گاه صدا ترس آور باشد به ، فزع تعبير مىشود ، در آيه :